وقتی کاغذ و قلمی را پیش رویم می گذارند...
لال می شوم و با مردمکهای سیاهم به دستانم خیره می شوم...
شاید چیزی یادشان بیاید...
من مزه تمام تجربه های تلخ و شیرین را چشیده ام...
فقط مانده یک تجربه آن هم لمس دستان تو...
دستانی پر از رمز و راز نهفته همچون بال پروانه...
این روز ها...
دستانم بیش تر از چشمانم
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: آتنا مقدم
تاريخ: سه
شنبه
16 خرداد
1396 ساعت: 17:38